نویسنده: پوریار نصر
تحلیل بازار و تجارت فولاد | شهریور ۱۴۰۵

فشار اتحادیه اروپا بر فولاد چین و ترکیه؛ فرصتی که ایران می‌توانست از آن سهم بگیرد

بازار جهانی فولاد فقط با قیمت و میزان تولید تعیین نمی‌شود. گاهی یک تصمیم تجاری یا تعرفه‌ای در بروکسل، واشنگتن یا پکن می‌تواند مسیر صادرات میلیون‌ها تن فولاد را تغییر دهد و برای کشورهای دیگر فرصت تازه‌ای ایجاد کند.

اتفاق اخیر در اتحادیه اروپا نمونه خوبی از همین موضوع است؛ الگویی که پیش‌تر در تحلیل تعرفه ضددامپینگ آمریکا بر میلگرد بلغارستان، مصر و ویتنام نیز بررسی کرده بودیم: وقتی یک بازار بزرگ در برابر یک تأمین‌کننده محدودیت ایجاد می‌کند، جریان تجارت به سمت دیگری حرکت می‌کند.

کمیسیون اروپا در سپتامبر ۲۰۲۶ واردات توری فولادی جوش‌داده‌شده (Welded Steel Mesh) از چین و ترکیه را مشمول ثبت گمرکی کرد. این اقدام در چارچوب تحقیقات ضددامپینگ اتحادیه اروپا انجام شده و امکان آن را فراهم می‌کند که در صورت احراز شرایط قانونی، عوارض ضددامپینگ بعداً بر واردات ثبت‌شده نیز اعمال شود. (SteelRadar)

این تصمیم هنوز به معنای وضع عوارض نهایی ضددامپینگ نیست؛ اما برای صادرکنندگان چینی و ترکیه‌ای یک هشدار جدی محسوب می‌شود.

اتحادیه اروپا دقیقاً چه کاری انجام داده است؟

تحقیقات ضددامپینگ این پرونده در ۳ ژوئن ۲۰۲۶ آغاز شد. مبنای آن شکایتی بود که انجمن تولیدکنندگان توری فولادی جوش‌داده‌شده اروپا ارائه کرده بود؛ انجمنی که بیش از ۲۵ درصد تولید این محصول در اتحادیه اروپا را نمایندگی می‌کند. (SteelRadar)

محصول مورد بررسی شامل انواع شبکه، توری و حصار ساخته‌شده از مفتول‌های ساده جوش‌خورده در نقاط تقاطع است؛ چه بدون پوشش، چه گالوانیزه یا دارای سایر پوشش‌ها و چه به‌صورت رول یا اشکال دیگر. (SteelRadar)

در شکایت اولیه، دامنه احتمالی Dumping Margin برای چین ۲۶ تا ۷۳ درصد و برای ترکیه ۴۴ تا ۵۱ درصد برآورد شده است. این اعداد نرخ عوارض نهایی نیستند و صرفاً برآوردهای مطرح‌شده در شکایت‌اند. (SteelRadar)

ثبت واردات به مدت ۹ ماه ادامه خواهد داشت و در صورت اثبات دامپینگ و سایر شرایط قانونی، امکان اخذ عوارض از واردات ثبت‌شده وجود خواهد داشت. (EUR-Lex)

اما این خبر چه ارتباطی با ایران دارد؟

اینجاست که خبر برای من از یک گزارش ساده درباره چین و ترکیه جالب‌تر می‌شود.

وقتی دسترسی دو تأمین‌کننده بزرگ به یک بازار با مانع تجاری مواجه می‌شود، طبیعتاً خریداران و واردکنندگان به بررسی منابع جایگزین تأمین نیز فکر می‌کنند.
و ایران از نظر صنعتی کشور کوچکی در بازار جهانی فولاد نیست.

طبق آمار World Steel Association، ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۳.۵ میلیون تن صادرات فولاد داشته و از نظر حجم کل صادرات، رتبه دهم جهان را به خود اختصاص داده است. در همان سال اتحادیه اروپا با ۴۳.۷ میلیون تن واردات فولاد بزرگ‌ترین واردکننده فولاد در آمار جهانی بوده است. (World Steel Association)

یعنی در یک جهان متفاوت، حداقل این سؤال منطقی بود: آیا بخشی از خلأ ایجادشده برای ترکیه و چین می‌توانست به فرصتی برای صنعت فولاد ایران تبدیل شود؟

پاسخ من این است:
از نظر ظرفیت صنعتی، ارزش بررسی داشت.
از نظر شرایط واقعی تجارت امروز، بسیار دشوار است.

پوستر تحلیلی درباره تحقیقات ضددامپینگ اتحادیه اروپا علیه واردات توری فولادی جوش‌داده‌شده از چین و ترکیه و فرصت احتمالی برای ایران
پوستر تحلیلی درباره تحقیقات ضددامپینگ اتحادیه اروپا علیه واردات توری فولادی جوش‌داده‌شده از چین و ترکیه و فرصت احتمالی برای ایران

مشکل ایران کمبود فولاد نیست؛ دسترسی به بازار است

ایران می‌تواند فولاد تولید کند و صادرکننده مهمی هم هست. اما در تجارت بین‌المللی داشتن محصول تنها شرط ورود به بازار نیست.

برای اینکه یک تولیدکننده ایرانی بتواند واقعاً جای یک تأمین‌کننده ترکیه‌ای یا چینی را در اروپا بگیرد، باید مجموعه‌ای از مسائل را حل کند:
استاندارد و Certification اروپایی، قابلیت ردیابی محصول، شبکه فروش و خریدار، حمل قابل اتکا، بانک و تسویه پول، بیمه، Compliance، ریسک کشور مبدأ و الزامات تجاری اتحادیه اروپا.

و دقیقاً همین‌جا فاصله ایران با رقبایش نمایان می‌شود.

روابط تجاری ایران و اتحادیه اروپا نیز شرایط عادی یک شریک تجاری را ندارد. ایران عضو WTO نیست، توافق تجاری دوجانبه‌ای با اتحادیه اروپا ندارد و مجموعه‌ای از محدودیت‌ها و تحریم‌ها همچنان بر روابط اقتصادی اثر می‌گذارند. کل تجارت کالایی ایران و اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۵ فقط ۳.۷ میلیارد یورو بوده که واردات اتحادیه اروپا از ایران تنها حدود ۸۰۰ میلیون یورو بوده است. (Trade and Economic Security)

همان‌طور که در تحلیل خودکفایی فولاد امارات و ریسک صادرات فولاد ایران نیز دیدیم، مشکل صادرکننده ایرانی اغلب محصول یا قیمت نیست؛ مسیر مالی و بانکی تسویه معامله است.

شرایط داخلی صنعت فولاد ایران در سال ۲۰۲۶ نیز مسئله را دشوارتر کرده است. رویترز در آوریل گزارش کرد که در پی آسیب به تأسیسات عمده فولادی در جریان درگیری‌های منطقه‌ای، حدود ۱۰ میلیون تن ظرفیت سالانه، معادل تقریبی ۲۵ تا ۳۰ درصد ظرفیت تولید فولاد ایران، از مدار خارج شده بود و صادرات اسلب و ورق نیز موقتاً متوقف شد. (Reuters)

بنابراین مسئله فقط «تحریم» نیست.
مسئله ترکیبی است از تولید پایدار + لجستیک + بانک + استاندارد + دسترسی تجاری + اعتماد خریدار.

حتی اگر تحریم‌ها نبود، ورود به اروپا آسان نبود

این نکته را هم نباید نادیده گرفت.

اروپا در سال ۲۰۲۶ سیاست محافظتی خود در برابر واردات فولاد را به‌شدت سخت‌تر کرده است.

چارچوب جدید اتحادیه اروپا حجم واردات فولاد بدون تعرفه را به ۱۸.۳ میلیون تن در سال محدود کرده و برای واردات بالاتر از سهمیه، عوارض ۵۰ درصدی تعیین کرده است. شرکای دارای توافق تجارت آزاد نیز در تخصیص سهمیه وضعیت مطلوب‌تری نسبت به کشورهای فاقد FTA دارند. (Trade and Economic Security)

علاوه بر آن، از اول اکتبر ۲۰۲۶ واردکنندگان محصولات مشمول باید کشور Melt and Pour یعنی محل واقعی ذوب و ریخته‌گری اولیه فولاد را اعلام و مستند کنند. (Trade and Economic Security)

بنابراین نمی‌توان نتیجه گرفت: «اروپا جلوی ترکیه و چین را گرفت، پس ایران می‌توانست به‌سادگی جای آنها را بگیرد.»
واقعیت پیچیده‌تر است.

اما می‌توان گفت: کشوری با ظرفیت صادراتی ایران باید در موقعیتی می‌بود که هنگام ایجاد چنین شکاف‌هایی در بازار جهانی، حداقل یکی از گزینه‌های قابل بررسی خریداران باشد.
و امروز این جایگاه بسیار محدودتر از ظرفیت واقعی صنعت فولاد ایران است.

فرصت از دست‌رفته فقط فروش چند هزار تن توری نیست

به نظر من مهم‌ترین بخش ماجرا همین‌جاست.

پوستر تحلیلی با عنوان فرصت از دست رفته درباره محدودیت واردات فولاد چین و ترکیه به اروپا و جایگاه ایران
پوستر تحلیلی با عنوان فرصت از دست رفته درباره محدودیت واردات فولاد چین و ترکیه به اروپا و جایگاه ایران

اگر فقط این خبر را بخوانیم، موضوع درباره Welded Steel Mesh است.
اما اگر از زاویه تجارت نگاه کنیم، موضوع بزرگ‌تر است: دنیا دائماً بازارها را دوباره تقسیم می‌کند.
یک کشور Anti-Dumping می‌گذارد.
کشور دیگری سهمیه وارداتی تعیین می‌کند.
یک کارخانه تعطیل می‌شود.
مسیر حمل تغییر می‌کند.
یک تولیدکننده از بازار خارج می‌شود.
و هرکدام از این اتفاقات برای یک کشور دیگر می‌تواند Opportunity ایجاد کند.

کشوری برنده است که بتواند سریع بگوید:
من محصول دارم.
استاندارد دارم.
قیمت رقابتی دارم.
اسناد قابل قبول دارم.
حمل دارم.
بانک و تسویه دارم.
و می‌توانم کالا را سر وقت تحویل دهم.

صرف داشتن کارخانه کافی نیست.

نتیجه‌گیری نویسنده

خبر محدود شدن احتمالی دسترسی فولاد چین و ترکیه به بخشی از بازار اروپا برای من بیش از آنکه فقط خبری درباره Anti-Dumping باشد، یادآور یک مسئله بزرگ‌تر برای صنعت فولاد ایران است: فرصت‌های تجارت جهانی منتظر ما نمی‌مانند.

ایران از نظر ظرفیت فولادی بازیگر کوچکی نیست. قرار گرفتن در میان ده صادرکننده بزرگ فولاد جهان نشان می‌دهد که ظرفیت حضور بین‌المللی وجود دارد. (World Steel Association)

اما فاصله میان «توانایی تولید فولاد» و «توانایی حضور پایدار در بازار جهانی» بسیار زیاد است.

اگر ایران از شبکه بانکی قابل استفاده، روابط تجاری پایدار، لجستیک مطمئن، استانداردها و Certification لازم و دسترسی کم‌ریسک‌تر به بازارهای بین‌المللی برخوردار بود، اتفاقاتی مانند فشار ضددامپینگ بر تأمین‌کنندگان بزرگ می‌توانست حداقل به فرصتی جدی برای بررسی بازار، مذاکره با Importerها و گرفتن بخشی از تقاضای جایگزین تبدیل شود.

امروز اما بخش مهمی از انرژی صادرکننده ایرانی به‌جای رقابت برای گرفتن بازار، صرف پیدا کردن راهی برای انجام خود معامله می‌شود.

و شاید فرصت اصلی‌ای که از دست داده‌ایم همین باشد؛ نه فقط یک سفارش توری فولادی در اروپا، بلکه توانایی حضور به‌موقع در لحظه‌ای که بازار جهانی در حال جابه‌جایی است.

نویسنده: پوریار نصر — تحلیل بازار و تجارت فولاد

منبع خبر اصلی: SteelRadar — EU registers steel mesh imports from Türkiye and China

مقررات رسمی: European Commission Regulation (EU) 2026/2022